
امروز باز هم آفتاب داغ داغ داغ ماشین ها و عابران به سرعت می روند انگار کار مهمی دارند ولی تکرار روزهای عمرم به من می گویند چیزی مهم نیست عمرم تا به امروز شاید فقط در نگرانی و شتاب گذشته باشد ولی کاملا پاک شدم چیزی برای حرص خوردن ندارم طمع، آرزو و خواسته ایی ندارم زندگی می کنم کار می کنم می روم برمی گردم چون همین منوال را اکثر مردم دنبال می کنند واقعا با زندگی خود چه کردم بعد از مرگم کسی من را به یاد نمی آورد همین الان هم کسی به یادم نیست سایت پیوند اعضا ثبت نام کردم نه برای اینکه به بقیه کمک کنم می خواهم به خودم کمک کنم روحم که آزاد شد شاید بدنم مفی...
ادامه مطلب